عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
273
منازل السائرين ( فارسى )
كرده بودند سرازير مىشد . اينان سه طايفه با نامهاى : بنى قريظه ، بنى قينقاع ، و بنى النضير بودند . كه در آغاز چنانكه در تاريخ آمده به عشق ديدار و درك پيامبرى كه در آخر الزمان بدان سرزمين هجرت خواهد كرد ، به آنجا آمده بودند ولى مطابق طبعشان كه نوعا مردمى مادى و سودجو بودند ، تدريجا به فكر زراندوزى و گرفتن آب و خاك و بهرهكشى از كار ديگران افتادند و با سياست فريبكارانهء خود تجارت و بازار شهر را در اختيار گرفتند . نخلستانها و صنعت يثرب نيز در دست آنها بود . مردم بومى شهر نيز مركب از چند تيره بودند كه به دو تيرهء نيرومند به نام اوس و خزرج باز مىگشتند . اين دو گروه سالها دچار جنگ و اختلاف شديد بودند و هرچند وقت يك بار به جان هم افتاده ، عدهاى از دو طرف به قتل مىرسيدند . تا جايى كه خود آنها از جنگ و خونريزى خسته شده و به دنبال بهانه و وسيلهاى بودند تا از اين وضع نجات پيدا كنند و علت ايمان آوردن عدهاى از آنها همين بود كه با گرد هم آمدن در زير يك پرچم و پذيرش يك مكتب ، آن هم مكتب انسانساز و اختلاف براندازى همانند اسلام ، از اين تفرقه و بدبختىهاى آن رهايى يابند و با اخوت و برادرى و الفت ، تحت لواى اسلام زندگى كنند . اين ، وضع شهر يثرب قبل از ورود رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله به اين شهر بود . اينك با ورود آن حضرت مساله تازهاى به مسائل قبلى اضافه شد و آن ورود مهاجرين مسلمان مكه و اسكان و تأمين مخارج آنها و تأمين امنيت و ايجاد الفت و دوستى ميان ساكنان اصلى شهر و مهاجرين تازه وارد كه به منزلهء بازوى تواناى اسلام بهشمار مىآمدند ، بود ، خود پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نيز از همانها بود به خصوص كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله مىدانست سران قريش او را به حال خود نمىگذارند و به جنگ و درگيرى ادامه مىدهند . ناگفته پيداست كه يك رهبرى قوى و انديشمند مىتوانست اين مسائل را به صورتى مطلوب حل و فصل كند و همهء گروهها را به زندگى مسالمتآميز دعوت كند و از اين اتحاد به سود اسلام بهرهگيرد . حل اين مشكل در آغاز ، نياز به تدوين منشورى جامع و فراگير داشت . رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله براى تأمين اين منظور نخست منشورى براى تمام ساكنان يثرب اعم از مهاجرين و مردم اصلى شهر و يهوديان تدوين كرد و سپس پيمان برادرى و اخوت ميان